| بی حجاب ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت |
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
فقط خط خطی
فقط کمی خط خطی که گرد و خاک قلم و کاغذ بی حجاب بپره شاید نمی نویسم که فیلتر نشم !!!!!! شاید یه روز بی حجاب بازم بشه نوشت.
لينك | نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:58 توسط میثاق |
درد دلی کوتاه
خاتمی بر سر آرمانها ایستاد
در میان حیرت و تعجب و ناراحتی همه ی دوستاران،خاتمی به حکم وظیفه ی اخلاقی و جلوگیری از پراکندگی آرائ انصراف رسمی خود را از کاندیداتوری دهمین انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد. او رفت برای اینکه اوضاع را آنقدر نابسامان می بیند که نمی خواهد لحظه ای به شکست جریان روشن فکری و محدود شدن آزادی در میان ملتش بیاندیشد. او رفت تا اجماع اصلاحات صورت بگیرد او رفت تا اندیشه اش به پارکینگ مطالبات و مشکلات مردم بدل نشود. او بر سر آرمانهایش ایستاد و رفت که تکرار دولت نهم که ارمغانی جز بازی با منزلت والای ملت ایران و تخریب وجهه ی این ملت را در صحنه ی بین المللی نداشته را شاهد نباشد.تصمیمی اخلاقی فراتر از کسب قدرت،تصمیمی برای ملت که موجبات رهایی را از وضع موجود به همراه داشته باشد. ولی با این حال علارغم حیرت و اندوهی که از رفتنش داریم با شور و نشاط و تلاشی بیش از پیش به دنبال بازگشت او خواهیم رفت و امیدواریم دیگرانی که برای ملت سینه سپر می کنند و برای حقوق آنان تلاش می کنند و تمامی اصلاح طلبان با جوانان همراه شوند و آنان را در این راه یاری دهند در این میان آقایان موسوی و کروبی می توانند با در نظر گرفتن شرایط پیشاپیش جوانان حرکت کنند و آنان نیز از سید محمد خاتمی برای حضور دوباره در عرصه انتخابات دعوت کنند. گفتن این نکته نیز لازم است که تمامی کسانی که بر حضور خاتمی در صحنه پا فشاری داشتند به دنبال جریان فکری خاتمی بودند نه شخص او که در این میان بهترین گزینه برای حاکم شدن این جریان فکری خاتمی بود که با از خود گذشتگی،تدبیر و وظیفه ی اخلاقی و نه با انتخاب مردم از میدان خارج شد. لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 17:20 توسط میثاق |
آنچه حقیقت دارد
پیشرفت بزرگ از نقطه ی صفر!!! گاهی اوقات بعضی آدم ها وقتی نمی توانند در یک زمینه ای پیشرفت کنند بهترین راه حل را این می بینند که همه ی چیزهایی که وجود دارد را به نقطه ی صفر برسانند بعد کوچکترین اقدام در آن کار را با بزرگ نمایی پیشرفتی بزرگ نشان می دهند به این صورت هم وجدان خود را آرام می کنند هم به دیگران این طور نشان می دهند که به اصطلاح کاری انجام داده اند. آنچه که در دولت نهم در زمینه ی ارتباطات و فناوری اطلاعات رخ داده است دقیقا به همین صورت است . چنان فریاد می زنن و دم از پیشرفت ضریب نفوذ اینترنت می زنن که گویی تاکنون هیچ اقدامی در این زمینه در دولت های قبلی نشده و ما در این دولت به مقام نخست جهان رسیده ایم حال آنکه در همین منطقه خاورمیانه ایران پایین تر از کشورهایی چون امارات کویت و قطر قرار گرفته است و به گفته ی بسیاری از کارشناسان ضریب نفوذ اینترنت در ایران هشدار دهنده است البته با وجود جمعیتی 70 میلیونی و جوان کشورمان بسیار نگران کننده است و از حد هشدار گذشته است. در این زمینه با وجود آمارهای متفاوت پر واضح است که به دلایلی چون محدود شدن سرعت فیلترینگ سایت ها همکاری نداشتن مناسب دولت با بخش خصوصی و نبود تلاش برای بومی کردن فرهنگ اینترنت و بالاخره قیمت بالای اینترنت در ایران در دولت نهم وضعیت ضریب نفوذ اینترنت هیچ تغییر چشم گیری نداشته است و چه بسا نسبت به گذشته در وضعیت بدتری قرار گرفته است. البته چگونه می توان انتظار داشت با این حجم گسترده فیلترینگ سایت های خبری و... که به نظر من توهین به شعور کاربران است و محدود کردن سرعت ضریب نفوذ رشد کند. جالب اینجاست که به گفته ی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات 56 کیلوبیت برای مصارف خانگی و دانشگاهها کافی است. ضمن اینکه یکی دانستن مصارف خانگی و دانشگاهها خود جای صحبت بسیار دارد و حاکی از بی اطلاعی وزیر محترم از وضعیت استفاده اینترنت در جهان است این مطلب گویای تناقض بسیار در صحبت ها و عملکرد دولت است. در کشور ما طی سه سال اخیر تعداد زیادی سمینار در جهت تولید محتوای فارسی در اینترنت تشکیل شده و مسئولین بر این امر به ظاهر پافشاری بسیاری دارند اما عملا این گونه نیست چون با این سرعت تولید محتوا امکان پذیر نیست. البته محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بسیار خوش شانس است چرا که به دلیل تمرکز افکار عمومی بر مسائل اقتصادی و تورم و... ونیز کم آگاهی مدیران و مسئولان بلند پایه دولتی از آی تی و علوم وابسته با اینکه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نقایص زیادی در کار خود دارد ( چه در بحث هایی مربوط به تلفن همراه سرویس های مختلف آن وچه ارائه پهنای باند ) هیچ گاه از سوی دولت یا حتی مجلس مواخذه نشده است به این ترتیب برای این وزارتخانه حاشیه ای از امنیت در دولت نهم برای پاسخگویی به ملت در برابر قصورها به وجود آمده است. آنچه که به راحتی می توان لمس کرد و بسیاری از کاربران اینترنت در کشورمان به آن پی برده اند در دولت نهم هیچ برنامه ریزی برای پیشرفت در کشور وجود نداشته و برعکس بسیاری از کشورهای در حال توسعه این فناوری در این دولت به عنوان محور برای انجام امور مختلف قرار نگرفته است. آنچه باید در نظر گرفته می شد توسعه زیر ساخت ها و فرهنگ سازی و آموزش و اقتصادی شدن اینترنت در کشور بود که دولت محترم فرهنگ سازی و آموزش را با فیلترینگ سایت ها و اقتصادی کردن هم با افزایش قیمت و محدود کردن اینترنت به بدترین شکل ممکن انجام داده است. در تائید این موارد می توان به گزارش مرکز پژوهش های مجلس که در بسیاری از موارد همسو با دولت بوده اشاره کرد که در آن ضمن اشاره به بالا بودن کاربران اینترنت در ایران از پایین بودن ضریب نفوذ اینترنت ابراز نگرانی کرده است و خواستار پی گیری دولت در امر فرهنگ سازی و آموزش و تلاش برای اقتصادی کردن اینترنت در کشور شده است. در دیگر زمینه ها نیز از جمله تجارت الکترونیک و مخابرات (وضع نابسامان تلفن همراه ) در کشور و... نیز در سه ساله ی اخیر هیچ پیشرفتی عاید کشور نشده و همه وهمه فریادها و بزرگ نمایی است بر اساس آمارهایی بی پایه و اساس که از سوی رسانه ملی و دیگر وسایل ارتباط جمعی حامی دولت به مردم القائ می شود. این دقیقا یعنی ما هر آنچه داشتیم به نقطه ی صفر برسانیم و بعد کوچکترین اقدامی را بزرگترین پیشرفت نشان دهیم. لينك | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 15:1 توسط میثاق |
نگاهی به اطراف
تعیین محدوده برای همه!!!
بعد از محدود کردن مطبوعات و انحصاری کردن رسانه ی ملی برای جناحی خاص و از همه بدتر تعیین محدوده برای حریم شخصی شهروندان با جمع آوری ماهواره و پوشش آنها طرح جداسازی اتوبوس های دانشجویی نیز خیلی دور از انتظار نبود. اما آنچه با گذشتن از جنبه ی توهین به شعور دانشجویان مطرح است را می توان با طرح یک سوال این گونه مطرح کرد که چرا این طرح که حتما تمام جنبه های کارشناسی در مورد آن رعایت شده مانند دیگر طرح هایی که تا امروز مطرح شده و موجب سرافکندگی کشورمان شده فقط برای استان قزوین اجرایی شده است !!!
چگونه می توان این بی احترامی به شهروندان و دانشجویان را توجیح کرد در حالی که برای رفاه حال خانم ها در پایانه ها راه های بسیار منطقی تری وجود دارد که این گونه باعث نادیده گرفتن شهروندان نمی شود اما با تاسف در دولت نهم انگار همه چیز باید به صورت چکشی عمل شود و موجب بروز نارضایتی عمومی شود تا معلوم شود کار انجام شده. این چه قانون و چگونه حکم شرعی می تواند باشد که برادر بر ای اثبات خواهر خود مدرک ارائه دهد و مرد برای اثبات همسر- در حالی که فقط می خواهند سوار اتوبوس شوند. نکته ای که بسیار برای من جالب است این بود که در هنگام سوار شدن از تهران به سمت قزوین چنین طرحی اجرا نمی شود و فقط از قزوین به سمت تهران این گونه است گویی که از تهران به سمت قزوین همگی محرم یکدیگر هستند و از سوی مقابل مشکلات شرعی گریبان جامعه ی ما را می گیرد این جملات بدین معنی نیست که چرا طرح در دو طرف اجرا نمی شود در عین حال که کسی مخالف راحتی بانوان و اجرای احکام دین مبین اسلام نیست اما آیا اجرای اینگونه طرح ها نباید به صورتی باشد که موجب خدایی نکرده زدگی از احکام و مذهب نشود در هر صورت من شخصا مخالف این طرح هستم چون ضمن توهین به شعور شهروندان و بالاخص دانشجویان حقوق آنها را نیز مورد تعددی قرار داده است و هیچ توجیهی جز اعمال فشار بر مردم و باز به صورت خاص بر دانشجویان ندارد اجرای سیاست های مختلفی چون تدفین شهدای گرانقدر در دانشگاه و ستاره دار کردن ها و.... همگی حاکی از سیاست فشار بر دانشگاه و دانشجو است که طی سه سال اخیر و در دولت نهم پیگیری شده است ضمن اشاره به مقام والای شهدا اما باید دانست که دانشگاه قبرستان نیست تدفین شهدا در دانشگاه که محیطی علمی فرهنگی هیچ توجیهی ندارد جز تبدیل این مکان همیشه هوشیار جامعه به قبرستان و پادگان و خاموش کردن صدای دانشجو- در حالی که دانشجویان مخالف این طرح هستند و از جانب آنها پذیرفتنی نیست. طرح جداسازی دانشجویان در پایانه ی مسافربری قزوین نیز علارغم مخالفت شدید دانشجویان به اجرا گذاشته شد. باید برای آمدن به تهران با همسر خود ابتدا خود سپس همسرتان و در نهایت ازدواج خود با همسرتان را برای آقایان ثابت کنید سپس به شما اجازه سوار شدن داده می شود. سوالات من در مورد این طرح بسیار زیاد است اما معمولی ترین آنها این است که چرا این طرح بعد از ساعت 15 شروع می شود ؟ آیا قبل از این ساعت همگی محرم یکدیگرند یا فرشتگان و ملائک قبل از این ساعت کار نمی کنند یا برای این نیز حکم شرعی وجود دارد؟ چرا این طرح فقط از سمت قزوین به تهران است و بالعکس اجرا نمی شود؟ شاید به حکم همشهری بودن دختر و پسر محرم یکدیگر می شوند و مانع شرعی ندارد! امروز به جای پیشرفت در زمینه های مختلف به جایی رسیده ایم که باید حقوق اولیه ی خود را با سختی و دادن هزینه از دولتمان طلب کنیم تازه اگر گوش شنوایی برای آن وجود داشته باشد. جداسازی و تقسیم اتوبوس ها به سه گروه خانواده و پسر و دختر قطعا هدفی جز ایجاد محدودیت و فشار بر روی مردم و دانشجویان چیز دیگری را در افکار دانشجو نمایان نمی کند. دستاوردهای این طرح نیز چیزی جز بدبین کردن ذهن دانشجویان به دولت و سیاست هایش – شلوغ شدن ترمینال – ایجاد مشکل برای مردم و ایجاد درگیری در ترمینال نبوده است که باعث تاسف است با صرف این نیرو و این همه هزینه چنین نتیجه ای حاصل شود.
در نهایت یک سوال در مورد این گونه اعمال مطرح است آیا با محدود کردن همه چیز در این چند ساله آقایان متوجه باز شدن گستره ی خیلی چیزهای دیگر به روی مردم نشده اند و آیا فکر نمی کنند وقت آن رسیده باشد که کمی در سیاست های خود تجدید نظر کنند. لينك | نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 0:33 توسط میثاق |
لای خاطره ها یا نوشته ها
اسم خاتمی لای کلی نوشته وخاطره
هنوزم روی دیوار دانشگاه می شه لای کلی خاطره و تقلب بچه ها اسم خاتمی کنار کلمه ی آزادی و دمکراسی دید. هنوزم هستن آدمایی که روی اسم رو پررنگ کنند. آره از سال 76 تا الان بین این همه خاطره و نوشته و تقلب این اسم می شه دید اما کم رنگ شده بود تا اینکه دوباره یکی پر رنگش کرد نمی دونم چرا ؟ شاید شرایط موجود باعث پر رنگ شدن اسم توسط یکی از همونایی شده باشد که بهترین گزینه ی موجود خاتمی می دونن. همونایی که بعضی وقتها یه گوشه ای از حیاط دانشگاه جمع می شن و وقتی صحبت از مشکلات امروز جامعه می شه شروع می کنن از شرایط خوب دوره خاتمی حرف زدن. اما آنچه که می شه به سادگی فهمید اینکه اینم به نوعی دعوت از خاتمی درست موقعی که بعد از چند سالی که اسم خاتمی لای این همه نوشته داشت کم کم محو و کم رنگ می شه دوباره یکی پر رنگش کرد دوباره یکی با خودکار آبی روی اسم پر رنگ کرد دوباره یک دانشجو نام خاتمی بین دو کلمه ی آزادی و دمکراسی پر رنگ کرد قطعا اینم نوعی دعوت از او برای حضور – دعوتی که یک دانشجو برای بهبود کشورش می کند. برام جالب بود اولین بار این اسم نزدیک یک سال پیش وقتی تو کلاس تنها نشسته بودم دیدم – تاریخ زیر اسم مال سال 76 بود یک کمی بین اون همه اسم و یادگاری و خاطره و بعضی وقتها که دلشون پر می شه شکایتاشون که بچه ها از سر بیکاری روی دیوار می نویسن کم رنگ شده بود اما به راحتی اسم خاتمی بین دو کلمه ی آزادی و دمکراسی قابل تشخیص بود از اون موقع به بعد هر چند وقتی به اون اسم از سر کنجکاویت و علاقه خودم به خاتمی سر می زدم به بحانه ی خواندن بقیه اون نوشته ها هم که شده بود اون قسمت می دیدم تا اینکه چند وقت پیش بعد از گذشت یک سال سر کلاس درست وقتی که بچه ها بحث انتخابات ریاست جمهوری می کردن نگاهم به اون اسم افتاد یکی روی اسم خاتمی با خودکار آبی پر رنگ کرده بود. اما از بین دوتا کلمه ی آزادی و دمکراسی فقط آزادی تا نصفه پر رنگ کرده بود و بقیش رها کرده بود نمی دونم چرا ؟ آیا این کار برای اون دانشجو معنی خاصی داشته یعنی چیزی تو فکرش بوده این کار و کرده یا نه وقت پر رنگ کردن ادامه کلمه را نداشته به هر حال خیلی برام جالب بود اسم خاتمی پر رنگ شده بود حتی پر رنگ تر از قبل من تو ذهنم این طوری تصور کردم اینم نوعی دعوت از خاتمی دعوتی برای اینکه پر رنگ بشه نیمه ی دیگر کلمه ی آزادی .
شاید به خاطر کنجکاو بودن و علاقه من به این اسم من اینقدر برام جالب بوده شایدم این نوشتم خیلی احساسی شده باشه اما یه چیزی این جا مشخص که واقعا باید بهش توجه کرد اونم این که اسم یکی از دانشجو های سال 76 نوشته و یکی از دانشجو های ورودی سال 87 پر رنگ کرده در این شکی ندارم چون این کلاس بیشتر به تور بچه ها ی ترم 1 و 2 می خوره این یعنی نسل جدید هم خاتمی شناخته اونا هم از خاتمی برای حضور دعوت می کنند. شاید پر رنگش کردن چون بچه ها ورودی جدید هم نظر همون بچه های سال 76 دارن و می خوان بگن اوضاع باید تغییر کند پس همه با هم از او برای حضور دعوت می کنند بر خلاف خیلی حرفهایی که در این زمینه گفته می شود نسل جدید نیز به دنبال تغییر اوضاع نا بسامان است و بهترین گزینه را اصلاحات می بیند و بهترین فرد را در اصلاحات برای ریاست جمهوری خاتمی .
لينك | نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 23:28 توسط میثاق |
مطبوعات در ایران از دو نگاه
نگاه اول (طنز) بهتر دیدم اول نگاهی طنز گونه و کوتاه به مطبوعات داشته باشم که بر گرفته از کتاب دایره المعارف ستون پنجم است که البته در این سالهای اخیر در کشورمان دیگر از حال طنز خارج شده و عملا به صورتی غیر مستقیم در این جهت گام نهاده شده است. مطبوعات: جمع مطبوعه- جراید- نشریات- روزانه- هفتگی- ماهانه و سالانه دارد در هر حال زیان آور است. نابود باید گردد. غلط های زیادی- اسراف- اگر مال ما باشد کار فرهنگی است اگر مال آنان باشد سیاسی است ستون پنجم درش را باید گل گرفت. مطبوعات بر دو نوع است: نورچشمی و عامل دوشمن. روزنامه: کاغذی که در آن عوامل استکبار جهانی و عناصر معلوم الحال باعث استحاله نیروهای انقلابی بشوند و هر روزمنتشر شود. لازمه ی جاسوسان- مجموعه ای از چند ورق کاغذ که تعطیل کردنش برای هر قاضی لازم است. در آن گاهی اخبار چاپ می کنند. مخالفت با آن باعث افزایش درآمد می شود. اسامی دیگر: نشریه- روزی نامه- ارگان عناصر مسئله دار- سنگر ضد انقلاب- تریبون استکبار جهانی- معلوم الحال. در جامع الاوراق شیخ طبرزدی آمده است: روزنامجات را تعطیل کردندی و ... آنان بریخت(در جای ... احتمالا شربت یا عرق خاک یا کشک یا مو وجود داشته که حذف شده است). انتشار: نشر کردن.پخش کردن. توسعه دادن. توزیع کردن. منتشر کردن. کاری که اشتباهات را بزرگ می کند. جلوگیری از آن از سوی هر کس لازم است. نوشتن: اندیشه و نظری را به وسیله ی مداد یا قلم یا خودکار یا خودنویس بر روی کاغذ آوردن. کتابت کردن. تحریر کردن. بازی کردن با کلمات. باز کردن راه عوامل استکبار جهانی. جاسوسی کردن برای دشمن. ستون پنجم. اختلاس کردن. فساد اخلاقی. رفتار پلورالیستی کسی که نویسندگی می کند دو حالت دارد یا ریبرال است یا بعدا لیبرال می شود. انواع نوشته: بیانیه- اعتراضیه- قرار بازداشت- نامه سرگشاده. مصاحبه: رپرتاژ آگهی. بده بستان. نون بیار کباب ببر. تعارف و تکلف. عذاب ممتد دو جانبه. گاهی بعضی از مطبوعات با اتهاماتی از این قبیل توقیف می شوند تشویش اذهان عمومی: مطرح کردن اختلاس ها و رشوه های کلان در سطح گسترده. جلوگیری از قتل به صورت غیر قانونی. گفتن اینکه بزرگ تر از کوچک تر بزرگتر است و دو دو تا می شود چهارتا. نوشتن هر حرفی در روزنامه که بتوان به آن گیر داد. نوشتن خبرهایی که اتفاق افتاده است. متحجر: کسی که در حال تبدیل شدن به سنگ است . کسی که سنگ شده است . موجودی که از تمام شیوه های عقلی و علوم جدید و روش های کلامی برای اثبات احمقانه ترین نظرات استفاده می کند. مبتذل: این واژه به دو معنی آمده است. معنی اول موضوعی که در دسترس باشد. عادی . معمولی . روز آمد. آن چه همه از صبح تا شب ببینند و بشنوند . عامه پسند . معنی دوم عمیق . آن چه مسئولان امر نفهمند. بالاتر از دیپلم غیر تبلیغاتی. آن چه مورد رضایت ما نیست. تمیز خوشکل. با حال جذاب . آن چه آدم های فهمیده بگویند. نگاه دوم (تاریخچه) در دومین نگاه ضمن اشاره به سیر تکامل و تاریخچه ی مطبوعات در کشورمان انتقاداتی نیز در میان آورده ام که حداقل از نظر خودم خالی از لطف نبود. در هر کشوری و در هر موضوعی در آن کشور مهم ترین رکن تشکیلاتی و تبلیغاتی را مطبوعات تشکیل می دهند. اقداماتی که در زمان (عباس میرزا) بوجود آمد موجب افزایش عده آگاهان و کسانی که به امور کشوری و بین المللی علاقه ای داشتند گردید و نیز بین روحانیون و تجار و مغازه داران نوعی انتباه پدید آورد. این عده رفته رفته تشنه اطلاعات و اخبار و حوادث داخلی و خارجی شدند و این عوامل هسته اولیه روزنامه نگاری را در ایران تشکیل داد. نخستین روزنامه نگار ایرانی میرزا صالح شیرازی بود. وی که علاوه بر تاریخ و جغرافیا و فلسفه اروپا بلکه سه زبان خارجی از جمله انگلیسی و فرانسه را آموخت وی با رفت و آمد های مکرر در داخل و خارج کشور نمونه کاملی از روزنامه نگاران نخستین ایران شد که بسیاری از روزنامه نگاران در سالهای بعد از او خصایص او را به میراث بردند. در توسعه افکار انقلابی در اکثر انقلابهای به وقوع پیوسته تاریخ جهان نقش به سزایی را مطبوعات داشته اند. در قرن نوزدهم روزنامه نگاران ایران مخلوطی از آزادیخواهان تحصیل کرده خارج و داخل ایران و ایرانیهای دوستار فرنگ و اروپا دوست بودند که سیاست و اصلاحات مملکتی را با حرفه روزنامه نگاری در آمیختند و اغلب اهل علم و ادب بودند. در آخرین ربع قرن نوزدهم روزنامه بعنوان یک وسیله ارتباط جمعی با تغییرات اجتماعی و تحولاتی که در ایران بوجود می آمد همراه شد برای اولین بار قدرت روزنامه نگاری دست بدست گردید یعنی از دست دولتیان به مردان جدید انتقال پیدا کرد. به عبارت دیگر از مردان حکومت مطلقه به مردان انقلابی و آزادیخواه منتقل گشت... و ایران به چنان مطبوعات جدید و ملی رسید که توسط روشنفکران مترقی و انقلابی اداره میشد. این مطبوعات نو به حکومت قاجار حمله و از وضع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران انتقاد کرد. هر چه مطبوعات بیشتر جرئت نشان داد و رهبری تحولات اجتماعی را بدست گرفت حکمرانان قاجار و دولتی ها بیشتر عقب نشینی کردند و بالاخره با آغاز قرن بیستم جنگ و جدال مطبوعات و حکومت مستبد قاجار تا حدودی آرامش پیدا کرد و روزنامه نگاران به پیروزی رسیدند و در ایران نظام پارلمانی پدید آمد و آزادی مطبوعات در شمار آزادیهای اساسی مسجل گردید. سید جمال الدین و روزنامه نگاری تبعیدی: در میان شخصیت هایی که در پی ریزی روزنامه نگاری تبعیدی و در بیداری ایرانیان نفوذ فوق العاده داشت و نقش مهمی بازی کرد سید جمال الدین افغانی (اسدآبادی) جای مخصوص دارد. مطبوعات و انحصار تنباکو بی تردید اولین مبارزه دسته جمعی مطبوعات ایران موقع واگذاری انحصار تنباکو و توتون به شرکت انگلیسی رژی بود... ناصرالدین شاه این قرارداد را بی توجه به افکار عمومی و نظر روحانیون در محیطی که مطبوعات در کنترل دولت بود (یعنی دولتی بودند) عملی کرد. موقعیکه دولت قرارداد را امضا کرد مطبوعات ملی که در خارج از ایران منتشر می شدند متن مذاکرات اصول و شرایط آن را به تفصیل چاپ کردند و به سختی به دولت حمله بردند. روزنامه اختر چاپ اسلامبول مذاکرات و متن قرارداد را قبل از آنکه بطور رسمی از طرف دولت ایران اعلام شود چاپ کرد و از اینکه دولت ایران امتیاز این رشته تولید را در مقابل سود مختصری به خارجیان داده است اظهار نگرانی نمود و آزادیخواهان و روحانیون ایران را به مبارزه با آن دعوت کرد. نمو مطبوعات در دوره اول انقلاب دوره اول انقلاب مشروطه ایران که به تشکیل اولین مجلس شورای ملی و تامین آزادی برای مطبوعات منتهی شد در تاریخ روزنامه نگاری ایران فصل مخصوص دارد. نه تنها مطبوعات این دوره با مقایسه با مطبوعات اواخر قرن نوزدهم تفاوت کلی داشت بلکه روزنامه ها و روزنامه نگاران این چند سال ایران ریشه مطبوعات دلیر و انقلابی سالهای بعد را تشکیل دادند. حال نیز پس از سالها با فراز و نشیب های بسیار در عرصه ی مطبوعات پیشرفت هایی در دولت اصلاحات بدست آمده ولی اطلاع رسانی و حضور مطبوعات نقد کننده ی این دولت هیچ روزنامه ای وجود ندارد برای انتقاد سازنده از این دولت و این خود بزرگترین دلیل عدم موفقیت در سازندگی در دولت نهم است. امروز آنچه بر سر مطبوعات و روزنامه نگاران ما می آید به دور از دوران سیاه فشار دولت های چون قاجار و ... نیست باید دانست که بهترین نقطه برای شروع حرکت رو به آینده روشن و آبادانی در کشور حضور فعال مطبوعات و روزنامه نگاران است. امید است روزی تمام دولت های درون کشورمان با محترم شمردن حقوق مطبوعات و مردم موجبات پیشرفت و رفاه و آبادانی ایران و ایرانی را فراهم آورند. لينك | نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 14:35 توسط میثاق |
یک روز پائیزی
یک عکس از خاتمی روی دیوار
نمی دونم چند سال اما مدت زیادی روی اون دیوار سالم مونده.چند وقتیه خیلی به انتخابات ، حضور خاتمی و رقبای او ، انتخاب مردم و نتیجه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری ، عوامل تعیین کننده و دخالت ها در این انتخابات فکر می کنم. برای همین که هر چیزی و هرجایی مطلبی در مورد انتخابات به خصوص خاتمی وجود داشته باشد سریع توجه من به خودش جلب می کند. همین چند روز پیش بود یکی از روزهای پائیزی سال ۱۳۸۷ که برای ثبت دامنه ی khatami.info این وبلاگ رفته بودم به شرکت مربوطه در یکی از کوچه های خیابان فاطمی همین طور که در فکر پیدا کردن آدرس بودم نگاهم به عکسی از سید محمد خاتمی روی دیوار افتاد که فکر می کنم اگر اشتباه نکرده باشم مال تبلیغات دور دوم ریاست جمهوری وی بود.
هم برام جالب بود هم خوشحال کننده جالب از این حیث که پس از گذشت حدودا ۸ سال هنوز این عکس سالم مانده و چطوری در آن قسمت و ارتفاع این عکس زده شده است و باعث شادی از این منظر که ناگهان در ذهنم این طور تدایی شد که او می آید. ما اصلاح طلبان خیلی در تلاش برای اسطوره ساختن از خاتمی نیستیم اما وقتی فردی را با تمامی شرایط و ساختارهای موجود در کشورمان می یابیم که توان اصلاح امور را دارد جز این نمی توانیم باشیم که از او حمایت کنیم و برای آمدنش تلاش کنیم. چند دقیقه ای به عکس روی دیوار خیره شدم تمامی اخبار انتخاباتی چند ماهه ی اخیر در مورد سید محمد خاتمی در چند لحظه در ذهنم مرور شد از درخواستها برای آمدنش تا اعلام حضور با دو پیش شرط. مردم کشورمان هر چه در این دولت از کمبودها و نا کارامدی ها دیدن برعکسش را به طریقی صحیح در دولت اصلاحات به یاد دارند دولتی به ریاست سیدی خندان. همه فهمیدن -برای حضورش لحظه شماری می کنند و حالا دیگر بعضی ها دعا می کنند و بعضی ها نذر می کنند. همه می دانند که تنها راه موجود هستی پس بیا که برای آمدن تو معلم - روزنامه نگار - دانشجو - بازاری - دانش آموز - وبلاگ نویس - نماینده مجلس - پزشک - طلبه - کارگر - احزاب و... همه و همه تلاش می کنند این خواست ملت است پس به خواست ملت لبیک بگو که واجب است. در همین فکرها متوجه شدم که مدت زیادی دقیقا وسط پیاده رو ایستادم و به این عکس خیره شدم همه کسانی هم که از آنجا رد می شدن یک نگاه به عکس و یک نگاه به من با حالتی متعجب از کنار من رد می شدن بعضی هم زیر لب با خودشون یه چیزایی زمزمه می کردن و رد می شدن من هم با امید اینکه این عکس دوباره در سال ۸۸ تمدید بشه و یکی دیگه با کیفیت بهتر و قشنگ تر از آن در همون جا نصب بشه از آنجا عبور کردم. امیدوارم توی این روز پائیزی که با بی توجهی خودمون به انتخاب مسئولین کشورمان خیلی از روزهای سال را به روزهای پائیزی تبدیل کردیم این بار در انتخابات سال ۱۳۸۸ دوباره فصل های سال و مرتب کنیم و بتونیم فصل بهارم ببینیم.
لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:42 توسط میثاق |
یک صفحه خودمونی
می شه بی حجاب نوشت؟!
قدم زدن در خیابان بی حجاب! می شه در کوچه ی بی حجاب قدم زد-میشه بی حجاب نوشت-می شه و باید بی حجاب نوشت-همه جا نه اما باید یه جاهایی بی حجاب نوشت. من تا دیروز نمی دونستم خود نام بی حجاب هم حجاب نداره و شامل طرح گشت ارشاد می شه چون اطلاع نداشتم وزارت ارشاد از به ثبت رسیدن دامنه ی بی حجاب جلوگیری می کند به دلیل اینکه این اسم -اسم با حجابی نیست و به معنای دیگر بی حجاب محسوب می شود! (گشت ارشاد به زودی طرح ارتقائ اجتماعی برای کلمات هم اعمال خواهد کرد!!) کوچه ی حجاب وجود داره اما کوچه ی بی حجاب وجود نداره دلیلشم مشخص چون بی حجاب -حجاب ندارد و خیلی مناسب نیست در دید مسلمین ایران باشد اما کلمه ی حجاب حتما کلمه ی با حجاب و مورد پسند آنهایی است که امروز متاسفانه به ناحق بر جایی تکیه زدن که نه لیاقتش و نه صلاحیتش را دارند. منم با بی حجابی مخالفم اما نه با کلمش و نه به صورت کورکورانه پشت جماعت کفن پوش التقاطی من نام این وبلاگ بی حجاب انتخاب کردم نه برای ترویج بی حجابی که در منش مسلمانی من نیست بلکه بی حجاب گذاشتم برای بی حجاب نوشتن که از نظر من در نوشتن اخبار مربوط به خادمان ملت بی حجاب نوشتن از اوجبات واجبات است.پس از آنکه فهمیدم کلمات هم با حجاب و بی حجاب دارن و به دو گروه تقسیم می شن و کلمه بی حجاب هم حجاب نداره!تصمیم گرفتم این وبلاگ کوچه ی بی حجاب باشه تا هرچی که خیلی ها و خیلی جاها از سیاست نوشته نمی شه نمی گن اینجا بنویسم البته این بی حجاب نویسی به معنای نوشتن چیزی مخالف قانون ایران نیست که از اصولیست که همیشه بر آن پایبند خواهم بود. من بی حجاب می نویسم یعنی هر چی درد دل دارم اولین درد دل هم همین عدم موافقت وزارت ارشاد برای ثبت دامنه ی bihejab.ir به دلایل بی منطق خودشون که فقط مورد قبول همون کفن پوش های التقاطی مجبور شدم دو دامنه ی دیگر را به ثبت برسانم اولیش misaghakhtar.ir است و دومیش هم نام سید عزیز است که هم به خاطر سید بودنش انشاالله خوش یومن هست و همین که محبوب ملت و خودم هست khatami.info که شما دوستان عزیز برای قدم زدن در کوچه ی بی حجاب از این دو آدرس نیز می توانید استفاده کنید. بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر ترس از کسی خبری حذف و کم نمی کنم بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر چیزهایی که خودم به اونها علاقه دارم مطلبی دستکاری نمی کنم. باید بدانیم که این کلمات نیستند که باعث بی حجابی می شن این انسانها هستند که با ندانستن معنای درست هنجارهای اجتماعی باعث نشر بی حجابی در جامعه میشوند. شما هم می توانید در این کوچه که نامش بی حجاب است با آزادی قدم بزنید. /بزودی بخش کلیپ های تصویری نیز به وبلاگ افزوده خواهد شد/ لينك | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:40 توسط میثاق |
نگاهی بر آنچه کروبی کرد
خرد جمعی فدای تصمیمات فردی چند وقتی است که از آقای کروبی شنیده می شود که حزب اعتماد ملی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم یک کاندیدا معرفی می کند برای اینکه فرهنگ حزبی را در جامعه نهادینه کند سعی می کند از درون حزب باشد تا اینجای قضیه خوب و کار قابل قبولی است استفاده از خرد جمعی حزب و در نهایت معرفی فردی درون حزب یا با درصد کمتری خارج از حزب برای کاندیداتوری ریاست جمهوری این یعنی گام برداشتن در جهت فرهنگ حزبی در کشور که بسیار پسندیده است اما در زمانی که کاندیداتوری کروبی توسط شورای مرکزی اعتماد ملی اعلام می شود معلوم می شود این حرفها هم شعار بوده و به قول سرکار خانم کدیور این تشنگی شیفتگان خدمت است در همین هنگام با اعلام این خبر آیتی عضو شورای مرکزی اعتماد ملی به دلیل توجه نشدن به آنچه از آن با نام خرد جمعی یاد می شود و به نشانه ی اعتراض به کاندیداتوری کروبی از این حزب استعفا می دهد در اقدامی مشابه اعضای شورای مرکزی این حزب در خراسان جنوبی باز هم به دلیل عدم توجه به خرد جمعی و فقدان تفکر چند صدایی در دفتر این حزب و با اشاره به ناراضی بودن از این تصمیم فردی حزب در لبای خرد جمعی به طور جمعی استعفا می دهند که خود حاکی از گام برداشتن حزب اعتماد ملی در جهت عکس آنچه اعلام می کند در موضع تخریب بیش از بیش فرهنگ حزبی در ایران برآمده است. چه فرهنگ حزبی بالاتر از این که در این اوضاع به هم ریخته تمامی احزاب اصلاح طلب ائتلاف کنند و کاندیدایی واحد معرفی کنند درست همان کاری که خوشبختانه تعدادی از احزاب کرده اند. البته که آقای کروبی از سرمایه های انقلاب ما هستند و سیاست کشور ما نیازمند خدمت ایشان است و انتظار می رود در چنین موقعیتی ایشان به یاری جبهه اصلاحات بشتابند و هم خرد جمعی را زیر پای تصمیمات فردی در حزب خود قرار ندهد و هم در جهت ائتلاف اصلاح طلبان پیش قدم باشند. امیدواریم شیخ اصلاحات مصلحت اصلاحات - خرد جمعی و در نهایت صلاح حزب خود را در نظر بگیرد و بداند که اینگونه تصمیمات اصلاح طلب بودن ایشان را زیر سوال می برد و قرار گرفتن جلوی خاتمی نه خواست حزب اعتماد ملی نه خواست ملت و نه خواست جبهه ی اصلاحات است. چون تنها گزینه ی پیروزی برای اصلاحات حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی است و بهترین راه برای حمایت ائتلاف اصلاح طلبان بر سر اوست چه زیباتر که اعتماد ملی نیز گام در این راه بردارد. لينك | نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 15:47 توسط میثاق |
نگاهی بر تحزب در ایران
سید میثاق اختر- misagh_weblog@yahoo.com چهارشنبه 8 خرداد1387(28/05/2008 )
حزب به چه معنایی و تاریخچه ی آن چگونه است؟ لازم است ابتدا نگاهی داشته باشیم بر تعریفی مختصر از حزب و تاریخچه ی آن حزب یک سازمان سیاسی است که در آن همفکران و طرفداران یک آرمان داوطلبانه گرد هم می آیند و علی القاعده آگاه ترین عناصر یک طبقه یا اقشار اجتماعی متحد المنافع را گرد می آورد , که بیانگر آن طبقه یا قشر بوده و آن را مبارزات اجتماعی رهبری می نماید. احزاب سیاسی همزمان با آئین های انتخاباتی و پارلمانی زاده شدند و توسعه یافتند. اینان در آغاز زیر عنوان کمیته های انتخاباتی ظاهر شدند و ماموریت آنان در عین حال سپردن سرپرستی معتمدان به یک نامزد انتخابات و گرد آوری اعتبارات لازم برای مبارزه در انتخابات بود. همچنین در چارچوب مجالس مقننه نیز گسترش گروه های پارلمانی که نمایندگان یک گرایش واحد را به منظور اقدامی مشترک گرد می آورد. این نزدیکی نمایندگان در سطح بالا طبعا منجر به این می شد که کمیته های انتخاباتی آنان , درپایه اقدام به اتفاق کند. بدینسان نخستین احزاب سیاسی به وجود آمدند..... (بخوانید کامل مقاله را در ادامه مطالب) ادامه مطلب لينك | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 16:39 توسط میثاق |
عامل گرانی ها
عامل گرانی ها در اتاقتون-اتاقمون-اتاقشون و یا در اتاق مافیا سید میثاق اختر- چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 misagh_weblog@yahoo.com (2008.05.07) افزایش قیمت برنج-نان-مسکن و....دراتاق مافیای اقتصادی در پی گرانی های چند وقت اخیر که فشار زیادی را بر تمامی اقشار جامعه متحمل کرده است رئیس جمهور در طی سخنرانی برای طلاب مشهد که از سیمای دولت نه سیمای ملت پخش شد یکبار دیگر با پی گیری سیاست مافیای اقتصادی (کی بود کی بود من نبودم)تمامی این مشکلات اقتصادی و گرانی ها را متوجه مافیای قدرتمند اقتصادی دانست و افزود اگر سینه باز شود حرفها برای گفتن دارد....... (بقیه را در ادامه مطالب بخوانید) ادامه مطلب لينك | نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:56 توسط میثاق |
دستهای پینه بسته
دستهای پینه بسته
خوب می دانم همه ی ما با شنیدن این سرمقاله به یاد آن کشاورز زحمت کشی می افتیم که بر اثر کار زیاد دستهایش پینه بسته است اما آیا تاکنون در دوران تحصیل خود به دستان معلم خود نگاه کرده اید آری دستانی که زحمتی همچون آن کشاورز که شاید بیشتر نیز می کشد ,درست است دستان معلمان ما پینه بسته است ,دستانی زحمت کش که کمترین توجه به آنها در کشورما شده است دستانی که هر که به مقامی می رسد از زیر همین دستها می گذرد و رهسپار افقهای روشن می شود........... ( بخوانید بقیه را درادامه مطالب) ادامه مطلب لينك | نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:17 توسط میثاق |
|
|
All Rights Reserved by bihijab.Blogfa.com