| بی حجاب ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم ... باز بايد سرنوشت از سرنوشت |
|
POWERED BY
BLOGFA.COM |
یک روز پائیزی
یک عکس از خاتمی روی دیوار
نمی دونم چند سال اما مدت زیادی روی اون دیوار سالم مونده.چند وقتیه خیلی به انتخابات ، حضور خاتمی و رقبای او ، انتخاب مردم و نتیجه ی انتخابات دهم ریاست جمهوری ، عوامل تعیین کننده و دخالت ها در این انتخابات فکر می کنم. برای همین که هر چیزی و هرجایی مطلبی در مورد انتخابات به خصوص خاتمی وجود داشته باشد سریع توجه من به خودش جلب می کند. همین چند روز پیش بود یکی از روزهای پائیزی سال ۱۳۸۷ که برای ثبت دامنه ی khatami.info این وبلاگ رفته بودم به شرکت مربوطه در یکی از کوچه های خیابان فاطمی همین طور که در فکر پیدا کردن آدرس بودم نگاهم به عکسی از سید محمد خاتمی روی دیوار افتاد که فکر می کنم اگر اشتباه نکرده باشم مال تبلیغات دور دوم ریاست جمهوری وی بود.
هم برام جالب بود هم خوشحال کننده جالب از این حیث که پس از گذشت حدودا ۸ سال هنوز این عکس سالم مانده و چطوری در آن قسمت و ارتفاع این عکس زده شده است و باعث شادی از این منظر که ناگهان در ذهنم این طور تدایی شد که او می آید. ما اصلاح طلبان خیلی در تلاش برای اسطوره ساختن از خاتمی نیستیم اما وقتی فردی را با تمامی شرایط و ساختارهای موجود در کشورمان می یابیم که توان اصلاح امور را دارد جز این نمی توانیم باشیم که از او حمایت کنیم و برای آمدنش تلاش کنیم. چند دقیقه ای به عکس روی دیوار خیره شدم تمامی اخبار انتخاباتی چند ماهه ی اخیر در مورد سید محمد خاتمی در چند لحظه در ذهنم مرور شد از درخواستها برای آمدنش تا اعلام حضور با دو پیش شرط. مردم کشورمان هر چه در این دولت از کمبودها و نا کارامدی ها دیدن برعکسش را به طریقی صحیح در دولت اصلاحات به یاد دارند دولتی به ریاست سیدی خندان. همه فهمیدن -برای حضورش لحظه شماری می کنند و حالا دیگر بعضی ها دعا می کنند و بعضی ها نذر می کنند. همه می دانند که تنها راه موجود هستی پس بیا که برای آمدن تو معلم - روزنامه نگار - دانشجو - بازاری - دانش آموز - وبلاگ نویس - نماینده مجلس - پزشک - طلبه - کارگر - احزاب و... همه و همه تلاش می کنند این خواست ملت است پس به خواست ملت لبیک بگو که واجب است. در همین فکرها متوجه شدم که مدت زیادی دقیقا وسط پیاده رو ایستادم و به این عکس خیره شدم همه کسانی هم که از آنجا رد می شدن یک نگاه به عکس و یک نگاه به من با حالتی متعجب از کنار من رد می شدن بعضی هم زیر لب با خودشون یه چیزایی زمزمه می کردن و رد می شدن من هم با امید اینکه این عکس دوباره در سال ۸۸ تمدید بشه و یکی دیگه با کیفیت بهتر و قشنگ تر از آن در همون جا نصب بشه از آنجا عبور کردم. امیدوارم توی این روز پائیزی که با بی توجهی خودمون به انتخاب مسئولین کشورمان خیلی از روزهای سال را به روزهای پائیزی تبدیل کردیم این بار در انتخابات سال ۱۳۸۸ دوباره فصل های سال و مرتب کنیم و بتونیم فصل بهارم ببینیم.
لينك | نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:42 توسط میثاق |
برگی از چلچراغ (طنز)
همه خوشحال و شادیم و غمی نیست سلام آقا محمد با ارادت می خواست دکتر بشه از اون قدیما؟ و عرض احترام از روی عادت تهش شد یا که زایید زیر درسا؟ به رسم خوب ایام رفاقت نوشتی توی آن دستخط پیشی نوشتم نامه تا گیرم سراغت می خواد دکتر شه ... می گفتی : نوشتم نامه ای با عشق و امید ((نمی شی!)) اگر خطم بده لطفا ببخشید یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا گمانم برده ای ما را ز یادت؟ که مدرک می ده مفتی ... ده تا ده تا! منم ... ۹کبلا مرادو: از ولایت به زیرک ها ... به دانشجوی با هوش... چه ایام خوشی با هم سپردیم مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش! چه بحث و گفتمان هایی که کردیم... رفیقت بود که یک ذره تپل بود... حدودا دوم خرداد بودا... مشاور بود اگر چه عقل کل بود! دل مردم ز غم آزاد بودا... دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟ مث برق و مث توفان گذشت ها... هنوز چیز می نویسه توی سایتش؟ به یادت هست که؟ هفتاد و هشت ها... فرامرز بچه مش اصغرآقا کجایی مشتی؟ اینجا جات خالی ست براش کامنت می ذاره ... روزی صدتا بدون تو توده صلح و صفا نیست آخه پهنای باند ما زیاده... به این شدت که نه ... اما خدایی یه جورایی سر شیرش گشاده محمد خاتمی!... جدا کجایی؟ خدا قوت بگو به این رئیسا... تو یاهو وقتی on هستم که نیستی چه حالی داد به این وب لاگ نویسا... . . . . . . (بقیه در ادامه مطالب) ادامه مطلب لينك | نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 13:16 توسط میثاق |
یک صفحه خودمونی
می شه بی حجاب نوشت؟!
قدم زدن در خیابان بی حجاب! می شه در کوچه ی بی حجاب قدم زد-میشه بی حجاب نوشت-می شه و باید بی حجاب نوشت-همه جا نه اما باید یه جاهایی بی حجاب نوشت. من تا دیروز نمی دونستم خود نام بی حجاب هم حجاب نداره و شامل طرح گشت ارشاد می شه چون اطلاع نداشتم وزارت ارشاد از به ثبت رسیدن دامنه ی بی حجاب جلوگیری می کند به دلیل اینکه این اسم -اسم با حجابی نیست و به معنای دیگر بی حجاب محسوب می شود! (گشت ارشاد به زودی طرح ارتقائ اجتماعی برای کلمات هم اعمال خواهد کرد!!) کوچه ی حجاب وجود داره اما کوچه ی بی حجاب وجود نداره دلیلشم مشخص چون بی حجاب -حجاب ندارد و خیلی مناسب نیست در دید مسلمین ایران باشد اما کلمه ی حجاب حتما کلمه ی با حجاب و مورد پسند آنهایی است که امروز متاسفانه به ناحق بر جایی تکیه زدن که نه لیاقتش و نه صلاحیتش را دارند. منم با بی حجابی مخالفم اما نه با کلمش و نه به صورت کورکورانه پشت جماعت کفن پوش التقاطی من نام این وبلاگ بی حجاب انتخاب کردم نه برای ترویج بی حجابی که در منش مسلمانی من نیست بلکه بی حجاب گذاشتم برای بی حجاب نوشتن که از نظر من در نوشتن اخبار مربوط به خادمان ملت بی حجاب نوشتن از اوجبات واجبات است.پس از آنکه فهمیدم کلمات هم با حجاب و بی حجاب دارن و به دو گروه تقسیم می شن و کلمه بی حجاب هم حجاب نداره!تصمیم گرفتم این وبلاگ کوچه ی بی حجاب باشه تا هرچی که خیلی ها و خیلی جاها از سیاست نوشته نمی شه نمی گن اینجا بنویسم البته این بی حجاب نویسی به معنای نوشتن چیزی مخالف قانون ایران نیست که از اصولیست که همیشه بر آن پایبند خواهم بود. من بی حجاب می نویسم یعنی هر چی درد دل دارم اولین درد دل هم همین عدم موافقت وزارت ارشاد برای ثبت دامنه ی bihejab.ir به دلایل بی منطق خودشون که فقط مورد قبول همون کفن پوش های التقاطی مجبور شدم دو دامنه ی دیگر را به ثبت برسانم اولیش misaghakhtar.ir است و دومیش هم نام سید عزیز است که هم به خاطر سید بودنش انشاالله خوش یومن هست و همین که محبوب ملت و خودم هست khatami.info که شما دوستان عزیز برای قدم زدن در کوچه ی بی حجاب از این دو آدرس نیز می توانید استفاده کنید. بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر ترس از کسی خبری حذف و کم نمی کنم بی حجاب می نویسم یعنی به خاطر چیزهایی که خودم به اونها علاقه دارم مطلبی دستکاری نمی کنم. باید بدانیم که این کلمات نیستند که باعث بی حجابی می شن این انسانها هستند که با ندانستن معنای درست هنجارهای اجتماعی باعث نشر بی حجابی در جامعه میشوند. شما هم می توانید در این کوچه که نامش بی حجاب است با آزادی قدم بزنید. /بزودی بخش کلیپ های تصویری نیز به وبلاگ افزوده خواهد شد/ لينك | نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 15:40 توسط میثاق |
مدرك جعلي
دروغي بزرگتر از دروغ اول كردان: نميدانستم مدركم جعلي است
علي كردان دو روز پيش بالاخره اعتراف كرد كه مدركش جعلي است، اما باز هم در اظهاراتي تناقضآميز ادعا كرد كه از جعلي بودن مدرك دكتراي خود خبر نداشته است. اين ادعا در حالي است كه رئيس دفتر احمدينژاد يك ماه پيش گفته بود تأييديه مدرك وزير كشور از دانشگاه آكسفورد آمده و معاون حقوقي احمدينژاد هم تأكيد كرده بود كه از تكذيبكنندگان اين مدرك شكايت خواهد كرد. در آخرين ساعات دوشنبه شب كه بیشتر مطبوعات، صفحات آخرين شماره پيش از تعطيلات خود را بسته بودند، علي كردان نامه خود خطاب به احمدينژاد را در اختيار روزنامه ايران قرار داد تا براي اولين بار از تريبون رسمي دولت اعتراف شود كه مدرك وزير كشور، جعلي است.... (این پست را دنبال کنید در ادامه مطالب) ادامه مطلب لينك | نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 12:55 توسط میثاق |
|
|
All Rights Reserved by bihijab.Blogfa.com